بي مقدمه بگم كه تشويق امير قلعه نوعي در استاديوم بدترين و البته خنده دارترين كار ممكن است كه متاسفانه بعضي از آبي نماها انجام مي دهند. اميرخان در حال حاضر سرمربي سپاهان است و حداقل تا پايان فصل هم در اصفهان مي ماند پس بهتر است كه فعلا او را فراموش كنيم و قيد حضور ژنرال در نيمكت آبي را بزنيم .
به نظر من استقلال در حال حاضر بيشتر از هر زمان ديگري به آرامش و حمايت نياز دارد. انصافا در بازي با راه آهن عملكرد خوبي داشتيم ولي حيف كه شانس با تيم ما يار نبود. در اين مسابقه مرفاوي براي اولين بار دستور هجوم همه جانبه را صادر كرده بود چون از نتايج ساير ديدارها خبر داشت ولي حضور سياوش اكبرپور آن هم در پست هافبك راست نكته اي عجيب بود. متاسفانه مرفاوي شهامت مقابله با اعتراض بازيكناني هم چون محمد محمدي و سياوش اكبرپور را ندارد و اين عيب بزرگ صمد است.
با اين حال آرزو مي كنم در مدت زماني كه ليگ تعطيل است نقاط ضعف تيم برطرف شود و شروع مقتدرانه اي براي باز پس گيري صدر جدول داشته باشيم.
حكايت محمد محمدي و پسر استقلالي او
من هميشه عادت دارم كه از تمام بازيكنان استقلال حمايت كنم و برايم فرقي هم نمي كند كه آن بازيكن نيمكت نشين و يا كم سن و سال و يا... باشد. اما قضيه محمد محمدي فرق مي كند. اين دروازه بان كه سابقه حضور در پرسپوليس را دارد اخيرا اظهار نظر عجيبي كرده بود. او گفته كه فقط به خاطر پسرش استقلالي شده و دليل آبي پوش شدنش علاقه به اين تيم نيست!!!!!!!!
از آنجايي كه پسر محمدي هوس كرده كه پدرش رو با پيراهن آبي ببينه اين دروازه بان هم تصميم به استقلالي شدن گرفته و....
به خاطر همين حرف ها و بي حرمتي به استقلال از محمد محمدي دلگير هستم. اميدوارم كه اين دروازه بان به زودي در اين باره توضيح دهد.
این ۴ عکس از وحید طالب لو رو هم گذاشتم که مطمئنم خوشتون میاد



[ ]
+ نوشته شده در ساعت 2:26 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی
امير قلعه نوعي عادت داره كه هميشه چند تا ليدر، باديگارد، همراه و... با تيم به شهرستانها ميبره كه بعضي وقت ها جا براي خود بازيكنها هم در اتوبوس تيم نيست!!! آقاي واعظ آشتياني امسال تصميم خوبي گرفته و اجازه نداده كه افراد اضافي با پرواز بازيكنها به شهرستانها بروند.
در سفر به اصفهان غير از كادر فني و بازيكنها فقط آقاي آشتياني- حاج مجيد پورسيف (رييس كانون هواداران)- مدد جباري (تداركات تيم) و يك فيلم بردار حضور داشتنند و خبري از توريست هاي هميشگي استقلال نبود!!
ليدرهاي استقلال (حاج مجيد هداوند- داوود جورابلي- شاهرخ ومهدي) روز بازي مستقيما به ورزشگاه آمدند و خوشبختانه ليدرهاي پولكي يعني افشار لفظي و سهراب بوقي حضور نداشتند!
فيلم بردار آبي استقلالي هم با تيم بود و از ما در استقبال و اسكورت تيم تا فرودگاه فيلم گرفت و...
آرش برهاني و هادي شكوري با هم خيلي شوخي داشتند. در يه صحنه آرش به هادي نكته خنده داري رو يواشكي گفت و شكوري بلند خنديد. بعد از چند لحظه شكوري گفت: آرش جون به خدا نفهميدم چي گفتي. ميشه 2باره بگي؟!! برهاني هم گفت: پس تو به چي خنديدي؟... اينجا بود كه دوباره صداي خنده اين 2نفر بلند شد. البته با نگاه تند آقا صمد همه چيز زود تموم شد.
وحيد طالب لو دور از بقيه روي نيمكتي نشسته بود تا بقيه بازيكنان از او ويروس سرما خوردگي نگيرند. اين فرصت مناسبي بود كه با وحيد چند دقيقه اي صحبت كنم. طالب لو گفت: اهل اينترنت نيست و اگه فرصتي داشته باشه به جاي رفتن به اينترنت دوست داره كه بخوابه. يه طالب لو گفتم اگه بشه يه وبلاگ درجه يك براي حمايت ازش درست ميكنم ولي آقا وحيد نظر ديگه اي داشت و گفت: نه عزيزم. دوست ندارم كه برات زحمت درست كنم. اگه نظر منو ميخاي به جاي حمايت از من از استقلال حمايت كن داداش...
براي مهدي امير آبادي نامه ي بلند بالايي نوشته بودم ولي از شانس بد من الكس استقلالي با تيم به اصفهان نيومد...
اين بار هم مثل هميشه حضور در جمع استقلالي ها براي من لذت بخش بود اما عدم حضور فرهاد مجيدي در اصفهان اين لذت رو براي من كم كرد.

اين شعر از هنگامه خواننده استقلالي رو با كمي تغييرات به همه ي شما آبي هاي دوست داشتني وبلاگم تقديم ميكنم:
به خاطر تو مي خونم
يا تو يا هيچ تيم ديگه
قدر گلهات رو ميدونم
يا تو يا هيچ تيم ديگه
به خاطر تو ميشكنم
يا تو يا هيچ تيم ديگه
من از تو دل نمي كنم
يا تو يا هيچ تيم ديگه.
اين اس اس منه دوسش دارم خيلي زياد
قهرماني بهش مياد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 1:24 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی
كاروان تيم استقلال ساعت 18:30 دقيقه با پرواز به اصفهان رسيد كه غير از مجيدي، اميرآبادي و اكبرپور همه بازيكنان حضور داشتند.
البته اين بار استقبال كمتري از آبي پوشان نسبت به دفعات قبل انجام شد به هرحال از همه ي هواداران اصفهاني صميمانه تشكر ميكنم.



ما تا هتل بازيكنان را اسكورت كرديم كه آبي پوشان با ترس شاهد حركات عجيب ما بودند!
وقتي بازيكنان به هتل آسمان رسيدند من هم با مهدي سيدصالحي به هتل رفتم و نيم ساعت با بازيكنان در لابي بودم و كلي عكس و فيلم گرفتم.
نكته قابل توجه برخورد بسيار بسيار عالي بازيكنان استقلال با هواداران بود كه من در اين چند سال برخورد تا اين حد خوبي خوبي از آنها نديده بودم.
روز بازي هم از ساعت ۹ در استاديوم بوديم و به همراه ۲ تن از دوستانم ليدري ميكرديم...
سه شنبه شب حدود ساعت 20:30 براي بدرقه از تيم با دوستم ميثم ايماني به فرودگاه رسيديم. بازيكنان به علت شكست خيلي حال و حوصله نداشتند ولي به گرمي با ما صحبت ميكردند.
صحنه عجيب بيژن كوشكي بود كه با پاي گچ گرفته روي ويلچر نشسته بود! البته خودش گفت مشكل خيلي جدي نداره و فقط ۴هفته مصدومه ...

وحيد طالب لو در گوشه اي خلوت نشسته بود. بهش گفتم:آقا وحيد بچه هاي تيم دارن ميرن. جا نموني!! وحيد هم با خنده گفت: من با تيم نميرم!!
خسرو حيدري هم قول داد كه بازي با سپاهان پيراهنش رو به من يادگاري بده. خسرو جان يادت نره !

صمد مرفاوي از همه ناراحت تر بود. به آقا صمد گفتم: ما هواداران تا آخرش از شما حمايت ميكنيم. صمد لبخند تلخي زد و تشكر كرد...
اما ازهمه جالب تر شوخي هاي من با هادي شكوري بود كه تمومي نداشت!!!! البته به علت بعضي مسائل جزييات رو نميگم.
آرش برهاني و پژمان منتظري در لحظات آخر پرواز با اشجاري بازيكن ذوب آهن به فرودگاه رسيدند كه آنها رو به گيت ورودي فرودگاه راهنمايي كرديم.
به آرش گفتم: يادته 2سال پيش به من و دوستم گفتي كه خيلي شكل هم هستيم؟ آرش گفت: اتفاقا الان هم ميخواستم بگم كه شما 2تا خيلي شكل هم هستيد. برادريد!؟

جانواريو هم مشغول گوش كردن به آهنگ های mpt player خودش بود

... واين گوشه اي از خاطرات من از سفر آبي پوشان به اصفهان بود. بعد از خداحافظي و دست دادن با تك تك بازيكنان با خستگي فراوان از يك روز البته زيبا به خانه برگشتم. به خودم گفتم: چي ميشد امروز بد شانس نبوديم و نمي باختيم.

در پایان به مطلب سایت رسمی باشگاه استقلال اشاره میکنم که استقبال هواداران اصفهانی را بی نظیر توصیف کرد. همان طور که قبلا هم گفته بودم ما بهترینیم.
ادامه دارد.......
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 2:40 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی






