امروز بعد از حدود ۳ ماه فرصت کردم که بیرون بیام. تصمیم گرفتم یه سری هم به وبلاگم بزنم.
دلم برای تک تک شما تنگ شده و بی صبرانه منتظرم تا مثل قبل در کنار شما خوبان باشم.
همیشه نظرات پرمهر شما رو می خونم و از اینکه دوستان خوبی همچون شما دارم به خودم افتخار میکنم.
بعد از دقیقا ۹۰ روز برادرم از بیمارستان ترخیص شد البته هنوز هم کامل به هوش نیست و چند ماه دیگه طول میکشه تا خوب شه...
باز هم از همه شما عزیزان ممنونم و التماس دعا دارم تا برادرم که از هواداران متعصب استقلال است دوباره به جمع ما برگرده.
مطمئنم وقتی به هوش بیاد اولین چیزی که میپرسه اینه: امیر استقلال قهرمان شد؟؟؟
-داداش دیگه بلند شو... آره قهرمان شدیم.......................
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:15 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
دوستان دیروز برادر من شدیدا تصادف کرد و الان 2روزه که در کما به سر میبره
تو رو خدا براش دعا کنید
تو رو خدا دعا کنید که داداش من چشماش رو باز کنه
تورو خدا براش دعا کنید
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:58 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی
نام: مهرداد
شهرت: پولادی
متولد: 7/12/65 در کرج
محل سکونت: عظیمیه
تیم های سابق: استقامت کرج- پیکان
دوستان صمیمی: حسین پولادی- امیر کاویانی
عطر مورد علاقه: BOOS
خواننده: رضا صادقی
ماشین: زانتیا
فیلم: مارمولک
سریال: خط قرمز
اوقات فراغت: استخر قصر شیشه ای
نقطه قوت: اعتماد نفس
نقطه ضعف: زود عصبانی میشم
به نظر من مهرداد پولادی یکی از متعصب ترین بازیکنان استقلال است که برخورد و رابطه ی بسیار خوبی هم با هواداران دارد. اگر فصل قبلی مصدوم نمیشد قطعا امسال به صورت فیکس بازی میکرد. به هرحال مهرداد تا حدودی اعتماد به نفس و آمادگی خودش را از دست داده ولی مطمئن باشید با پشتکاری که دارد در فوتبال ایران خواهد درخشید. برای پولادی جوان صمیمانه آرزوی موفقیت میکنیم.

راستی من و یکی از دوستانم به مهرداد پولادی میگیم: دایی مهرداد!
برای همین وقتی پولادی می خواست دفتر خاطراتمون رو امضا کنه نوشت: تقدیم به خواهر زاده های عزیزم! در ضمن آقا مهرداد برای ما یه زحمت هم کشید و دفترم رو در هتل به تک تک بازیکنان داد تا امضا کنند و همون طور که قول داده بود روز بازی دفتر رو به من تحویل داد. مرسی دایی مهرداد .
18
نکته جالب اینکه آرش برهانی با خطی زیبا و درشت این جمله را در دفتر نوشته بود:
آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت6:5 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی




