![]()
چه لطیف است حس قشنگ «ما» شدن و چه زیباست رسیدن به یار و چه اندازه شیرین است امروز
روز وصال...
روز شما !
لحظه ی پیوندتان
, شروع پرواز است برای پرستوها و خاطره ی ماندنی برای تمام آسمانها... و من با تمام عشق خود به همراه قاصدک های آبی
,پیام پیوندتان را به آسمان خوشبختی می فرستم تا بگویندپیوندتان مبارک ![]()
عزیزترین هایم باور کنید ماه هاست که زیباترین جملات را برای امروز کنار میگذارم ولی انگار که امشب تمام واژگان قدرت خود را برای بیان احساس من از دست داده اند و حقیر شده اند!
پس همینطور بی وزن و قافیه تبریک دست خالی من را با سخاوت بی حد خودتان پذیرا باشید
فرشته های زمینی پیوند آسمانی تان گل باران ![]()

چه داماد خوشگل و خوش تیپی!
(ماشالا بزنم به تخته!)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 1:35 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
شکرانه ی خالق آبی ها را چگونه به جا آورم که دوستانی با دلهایی به وسعت دریا و صافی آسمان در کنارم قرار داده تا بیست و یکمین سالی که شاهد 26 آبان هستم بهترین و آبی ترین لحظاتم را رقم بزنند
ساده بگویم که دوستتان دارم و به خاطر داشتنتان بر خود می بالم
پریسا پری آبی- لیلا عشق حجازی - هاجر اقیانوس آبی- مهناز آبی غمگین- محبوبه ضد پرسپولیسی - رزا نیکی ترین دختر- نیکا جاده ی آبی- شادناز آبی- فرشته ی باران- الناز استقلالی- غزل - ماجد -سارا- علی بهمن و محبوب از اینکه 26 آبان را برای من آبی تر از همیشه کردید سپاسگذارم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 1:23 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
فکر کنم وقتی که خداوند من را آفرید رنگ آبی اش تمام شد چون تمام آن را در وجود من خالی کرد !!!!
در ابتدای سالروز تولدم خالق آسمان را سپاس می گویم که افتخار استقلالی بودن را نصیب من کرد. خدایا به من قدرتی عطا فرما تا که بتوانم باز هم تیم محبوبم را عاشقانه حمایت کنم...

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی
ما طرح و برنامه ای جز قهرمانی نداریم که به آن بیندیشیم
,آری تنها قهرمانی استقلال است که هر شب در رویاهایمان آن را میبینیم و صبح که از خواب بیدار میشویم, زیر لب از خود می پرسیم: خوابم تعبیر میشود؟؟محبوب آبی من! تقویم خاطراتمان به ما یاد داده که همیشه انتظار قهرمانی را تنها از تو داشته باشیم. امروز نگاه کن به قایقی که در دریای خوشبختی منتظر ماست که سرنشین آن باشیم. امروز نگاه کن به سپیدی و گوش کن به فریادهای آشنا و صدای پای قهرمانی که بلندتر و بلندتر میشود اگر تو خودت باشی.
... و تو ای دلداده ی آبی باور داشته باش که محبوبت بلندتر از بلندی ها اوج میگیرد و روز قهرمانی ما فرا میرسد.
پس حالا که بهترین تیم دنیا خواب هایش رنگ طلایی به خود گرفته است و می تواند در آبی ترین روزها میان صبح و روشنایی
, بلندترین سرود قهرمانی را بخواند تو هم میتوانی یار آفتاب باشی و میتوانی کاری کنی تا ستاره های دنباله دار همچنان جریان داشته باشندآری تو میتوانی اگر حضور روشن ات در سکوها را از یاد نبری.

پیش به سوی قهرمانی...
[ عاشقانه های استقلال ]
+ نوشته شده در ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
عادل پرسپولیسی پور در نظرسنجی که ماه گذشته انجام داد به این نتیجه رسید: پرسپولیس پرطرفدارترین تیم ایران است!!!
نکته جالب اینه که در مسابقه پیامک این هفته تیم استقلال با 43 درصد آرا به عنوان جدی ترین گزینه هواداران برای قهرمانی نیم فصل انتخاب شد.
و اما سوال:
1.مگه پرسپولیس پرطرفدارترین تیم ایران نبود؟! پس چرا فقط 27 درصد به قهرمانی قرمزها رای دادند؟
این نظرسنجی ثابت کرد که پرسپولیس محبوب ترین تیم ایران نیست.
البته ناگفته نماند که اکثر قرمزها به موفقیت پرسپولیس امیدوار نیستند.
استقلال قلعه نویی دارد ولی پرسپولیس ندارد.افشین قطبی تخت امپراطوری اش را گم کرده و برخلاف فصل قبل لوک خوش شانس هم کمتر به او کمک میکند! راستی فراموش نکنید هواداران آبی مثل قرمزها نیستند که در شرایط بحرانی از تیم محبوبشان حمایت نکنند!

[ ضد پرسپولیس! ]
+ نوشته شده در ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
24 سال بيشتر سن ندارد، اما در همان سن 20، 21 سالگي به اوج محبوبيت در بين طرفداران استقلال تهران رسيد، فوتباليستي از سرزمين حافظ و سعدي، بچه محله ستارخان شيراز، مهاجمي كه پس از درخشش در فجرسپاسي شيراز، چشمان تيزبين امير قلعهنوعي او را ديد و به استقلال فراخواند. سياوش اكبرپور، مجتبی جباری و رضا عنايتي مثلثي شدند كه سه فصل قبل خيلي از تيمها را به زانو درآوردند. رقبايي كه همهشان يك پا مدعي بودند، سياوش اكبرپور براي ما از كودكي، تيمملي، پدر فوتباليستش، امارات و تاهل میگوید، او فوتباليستي است كه هنوز 24 سالش تمام نشده، اما كولهباري از تجربه را به دنبال خود دارد...
بچه شيراز
در اولين روز اسفندماه سال 1363 در محله ستارخان شيراز به دنيا آمدم. خانواده اكبرپور سه فرزند دارند، دو دختر و يك پسر كه من تك پسر و فرزند دوم خانواده هستم. پدر و مادرم در شيراز زندگي ميكنند، پدرم بازنشسته اداره آمار است، او به عنوان كارشناس در آنجا خدمت ميكرد، و خودش قبلا فوتباليست بود. «علي اكبرپور» در سالهاي دور در تيم وليعصر شيراز بازي ميكرد و همين مسئله باعث شد تا من از كودكي به فوتبال علاقهمند شوم. با او به ورزشگاه ميرفتم، خاطرات كودكي من در زمينهاي خاكي شيراز و پس از آنكه بزرگتر شدم و به تماشاي مسابقات فوتبال ميرفتم در ورزشگاه حافظيه اين شهر رقم خورد. ده ساله بودم كه فوتبال را جدي گرفتم و پدرم مرا در همان باشگاه وليعصر تحت آموزش قرار داد، اولين مربيام بهجز پدر، «حسين ديدهماه» بود كه مدتهاست نديدمش و دلم برايش تنگ شده است. به هر حال پس از اينكه چند سال در وليعصر بازي كردم، شاگرد «پيرواني» در فجرسپاسي شيراز شدم و خيلي زود در تركيب فيكس اين تيم ليگ برتري قرار گرفتم. پس از فجرسپاسي به استقلال راه يافتم، پس از استقلال هم به كشورهاي حاشيه خليج رفتم و بازي در القطر و الظفر را تجربه كردم و همانطور كه ميدانيد اين فصل دوباره به استقلال پيوستم.
خاطرات خوب در رامسر
زماني كه احساس كردم ميتوانم يك فوتباليست حرفهاي شوم، دبستان بودم. اگر يادتان باشد تا چند سال پيش بازيهاي دبستاني در رامسر برگزار ميشد و دانشآموزان تمامي استانها، به رامسر ميآمدند و در رشتههاي مختلف ورزشي مسابقات خود را برگزار ميكردند، زماني كه من به عنوان نفرات برگزيده استان فارس، انتخاب شدم، از خوشحالي در پوست خود نميگنجيدم. در آن بازيها، استان خوزستان اول شد كه آن موقع ايمان مبعلي در آن تيم بازي ميكرد و من هم با استان فارس دوم شدم. آن روز به خودم قول دادم كه فوتبال را به شكل جدي دنبال كنم...
زندگي در امارات
كمي بيش از يك سال در امارات زندگي كردم، تجربه بدي نبود، اما من سقف آرزوهايم اروپاست، بازي در اروپا از كلاس ويژهاي برخوردار است، گرچه بايد اشاره كنم كه امكانات در امارت نسبت به ايران خيلي بالاست، اما حضور در ليگ ايران با توجه به هيجانات آن، چيز ديگري است. همانطور كه گفتم زندگي در امارات تجربه جديدي برايم بود، ضمن اينكه به ايران نزديك است، من خيلي راحت هر وقت دلم براي پدر و مادرم تنگ ميشد، با يك پرواز نيم ساعته خودم را به شيراز ميرساندم و از خانوادهام ديدار ميكردم، ضمن اينكه ايرانيان زيادي در اين كشور زندگي ميكنند و شما احساس دلتنگي نميكنيد.
گاهي خوب، گاهي بد
فوتباليست بودن هم بد است، هم خوب، شايد بپرسيد چرا؟ اگر اوضاع براي يك فوتباليست بر وفق مراد باشد، بهتر از فوتباليست بودن هيچ شغلي در دنيا نميتوانيد پيدا كنيد! اما اگر اوضاع بر وفق مراد نباشد، هيچ شغلي بدتر از فوتباليست شدن نيست، نه تنها من، بلكه تمام فوتباليستهاي دنيا، چنين تجربهاي در زمان بازي خود داشتند، گاهي خوب بودند و همهچيز خوب بود و گاهي بد بودند و همهچيز بد...
تيمملي
هر فوتباليستي دوست دارد در تيم ملي كشورش بازي كند و من هم چنين آرزويي داشتم و دارم، بارها به اردوهاي تيمملي دعوت شدم، به همراه تيمملي قهرماني در بازيهاي آسيايي پوسان را تجربه كردم كه از بهترين خاطرات من است، من دوست دارم امسال خودم را نشان دهم و نظر دايي را نسبت به خودم برگردانم، گرچه بايد اشاره داشته باشم كه حالا هم ناراحت نيستم كه جزو مليپوشان نيستم، در ديدار ايران – عربستان، بازيكنان ما در نيمه دوم خيلي خوب ظاهر شدن، عربستان هم بازي را آسان گرفت، تصور ميكردند كه پيروز ميدان هستند، اما به تساوي رضايت داد. به نظرم گام اول را محكم برداشتيم.
نه مغرورم، نه بداخلاق
سياوش اكبرپور هيچوقت ريشه خود را فراموش نكرده است، من از كرهاي ديگر نيامدم، از شيراز و اهالي اين شهر پا گرفتم گذشته خود و تمرينهاي طاقتفرسايم را به ياد دارم و اصلا هم مغرور نيستم. در زندگي شخصيام هم، برعكس زمين بازي بداخلاق نيستم، نميدانم چرا در ميدان فوتبال گاهياوقات، كنترلم را از دست ميدهم، اما باور نميكنيد، همين كه سوت پايان بازي نواخته ميشود، همهچيز را فراموش ميكنم.
20 سالگي ازدواج كردم
خيلي زود ازدواج كردم، 20 ساله بودم، چهار سال پيش پيمان زناشويي بستم و از زندگيام خيلي راضيام، همسرم وكيل است، بايد خيلي حواسم جمع باشد، چون ممكن است در اثر كوچكترين خطايي، همسرم حسابم را برسد (ميخندد) او شيرازي نيست.
الگوي من
اگر ديده باشيد در زمين بازي خيلي محكم بازي ميكنم، به اين خاطر كه الگوي بازي من «مجتبي محرمي» بود، مدافع چپ سابق تيمملي و پرسپوليس، بزرگتر كه شدم عاشق علي كريمي شدم، او نابغه است، عاشق بازياش هستم و هميشه سعي كردم نحوه بازيكردنش را فرابگيرم.
در بين بازيكنان خارجي، از بازي رونالدو و اتوئو خوشم ميآيد و در بين تيمهاي ملي، بازي برزيل و سپس ايتاليا را دوست دارم.
روزي كه استقلالي شدم
سالش را يادم نميآيد، در دهه هفتاد بود، عليرضا منصوريان گل زيبايي به پاس زد و همان گل باعث شد استقلالي شوم و تا به امروز هم طرفدار استقلال باقي بمانم

[ سیاوش اکبرپور ]
+ نوشته شده در ساعت 11:8 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
امروزمیخام جواب اون دسته از قرمزهایی رو بدم که در وبلاگم نظر داده بودن وبرام شاخ شدن!نکته جالب اینه که وقتی نظر میدن از ترسشون نه آدرس وبلاگشون رو میزارن نه ایمیل!!!
بعد از نتایج اخیر پرسپولیس که همه ی قرمزها رو روانی کرده, هواداران سرخ زیاد حال و روز خوشی ندارند و با ناراحتی, مدام شعر زیر را زیرلب تکرار می کنند:
ای پرسپولیس:
چندی است سر به گریبان کشیده ام
با یاد و خاطرات خوشت آرمیده ام
هرچند لحظه های خوبت هستند بی دوام
اما به آن یکی دو بردت دل سپرده ام
بعد از شبی که قطبی شد مربی ات
دل از تمامی بردها بریده ام
ای بهانه ی تمامی سخره ی دیگران
از مردمان شهر زخم زبان ها شنید ه ام
غصه نخور که امتیازمان بسیار اندک است
من قهرمانی تو را در خواب دیده ام
ترسم که آسیا رویم و گند همی زنیم
زیرا که تو را بسیار حقیر دیده ام
گویند که استقلال باز هم قهرمان خواهد شد
اشکال نداره, که به این موضوع عادت کرده ام....

نظر یادتون نره لطفا
[ ضد پرسپولیس! ]
+ نوشته شده در ساعت 8:43 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
8 بازی قبل را نباخته بودیم. اصلا یادمان رفته بود که میتوان از یک بازی هیچ امتیازی کسب نکرد.
میدانی خوبی بازی با ملوان چه بود؟ اینکه داشتیم می باختیم و نباختیم.
در لحظات پایانی مسابقه مثل کسی می مانی که مرده ای و چند دقیقه هم در آن دنیا سپری کرده ای! روحت از کالبد جدا شده و از بالا دارد با تعجب تلاشهای دکتر را میبیند که با آن دسته های آهنی به پیکره بی جان شوک میدهد. آن وقت تو میفهمی که مرده ای!
حالا فهمیدی عاشق؟؟؟
دقیقه 94 بود که دوباره زنده شدی...
استجابت دعا در لحظات پایانی یعنی اینکه تو نباخته ای اما یادت آمده که باخت چیز بدی است.
لبخند بزن چون دوباره فرصتی برای زندگی به تو عطا شده...از آن بهتر استفاده کن...بازی بعدی مال توست... یادت باشد با آ.ث میلان هم که بازی داشته باشیم سه امتیاز را می خواهیم. برو از زندگی کردن و نباختنت شاد باش و همه تیمها را «لوله» کن!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
می ستایمت نه به خاطر افتخارهایت.
می خواهمت نه به خاطر جام هایت.
من دیوانه ی رنگ آبی تو هستم که به وسعت دریاست.گویی که خدا هم لاجوردیست
قهرمانم! تو فقط شایسته ی پیروزی هستی و این تساوی من را ناراحت کرد ولی لحظه های غمگینی که بهانه اش تو باشی را دوست دارم!
من باز هم صبوری می کنم تا تو را در جایگاه اصلی ات یعنی صدر جدول ببینم.

[ عاشقانه های استقلال ]
+ نوشته شده در ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
قید از خونه نگاه کردن را میزنیم و شال و کلاه آبی رو تن می کنیم و راه می افتیم. در خیابان پرچم های استقلال که از شیشه ماشینها بیرون اومده خود نمایی می کنه. جلوی ورزشگاه بازار فروش چای و ساندویج داغ داغه! از در شرقی وارد میشیم. بعد از ۳ ساعت طبقه پایین پر میشه. سکوی ۸ میگه روبه رو آماده باش.(( اس اس چیکارش میکنه؟؟)) و ما فریاد میزنیم:سوراخ سوراخش می کنه! بازی شروع شد. ((حمله کن ای استقلال قهرمان.طرفدارها از شماها گل میخان)) . تمام تشویقها درخواست هجوم است با هر حمله ای تیفوسیها نیم خیز میشن. عیسی اندوی تا دقیقه ۷۴ مقاومت میکنه ولی بالاخره توسط حسین کاظمی تسلیم میشه..گل کلید انفجار است. حسین به طرف ما داره میاد. تماشاگران با شعار((کاظمی ویرا)) بهش حال میدن. تیفوسیها فریاد میزنن((یکی دیگه یکی دیگه)) و گل مجتبی جباری نقطه اطمینانی برای پیروزی میشود. جشن آبی شروع شد. همه ایستاده این شعر رو میخونن:((استقلال قهرمان میشه خدا میدونه که حقشه....)) هواداران ذوب در حال ترک ورزشگاه هستن. سردی هوا فراموش شده و انگار نه انگار که سکوها منجمد شده. بیرون از ورزشگاه غوغایی به پاست. آنهایی که خارج میشدند بدون توجه به سرما از قهرمانی می گفتن.
نظر یادتون نره لطفا
[ استقلال ]
+ نوشته شده در ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
وي افزود: با سعي و تلاش توانستم به تيم ملي بازگردم و نمي خواهم اين موقعيت را به راحتي از دست بدهم. مي خواهم براي تيم ملي ايران از جان مايه بگذارم.
برهاني در ادامه در ارتباط با بازي مقابل ملوان عنوان كرد: آنها تيم خوبي دارند. هفته گذشته پيروزي شيريني به دست آورديم و سعي داريم اين روند رو به رشد را ادامه دهيم. البته ما در انزلي بازي سختي داريم.

[ آرش برهانی ]
+ نوشته شده در ساعت 8:39 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی

[ استقلال ]
+ نوشته شده در ساعت 9:31 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی
استقلال عزیزم! تو را به بلندای نام پر افتخارت دوست دارم و آنقدر صبوری می کنم تا لباس قهرمانی را بر تنت ببینم
با یه حس آبی پر رنگ این برد رو به تموم استقلالی ها تبریک میگم

[ عاشقانه های استقلال ]
+ نوشته شده در ساعت 6:10 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
فجر سپاسی همون تیمیه که ما ۵ تا گل بهش زدیم ولی قرمزهای پرمدعا در مقابل این تیم حرفی برای گفتن نداشتن و به راحتی باختن! به قرمزهایی که با این نتایج crazy شدند پیشنهاد میکنم که حتما از پماد سوختگی هم استفاده کنن![]()
آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم لنگی نبودیم که با ننگ بمیریم


[ ]
+ نوشته شده در ساعت 4:8 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
راستی سعی میکنم هر هفته عکسهایی از بازیکنان استقلال رو بذارم که اصلا در هیچ سایت یا وبلاگی ندیدید و فقط مخصوص خودمه!
- نام: مهدی امیرآبادی.
- متولد: ۳/۱۲/۱۳۵۸ در اصفهانک تهران.
- در روز میلاد حضرت مهدی(عج) به دنیا اومده.
- لقب: الکس استقلالی.
- یه خواهر به اسم لیلا و یه برادر به اسم مرتضی داره و فرزند دومه.
- رند ترین خط موبایل رو داره که حدود ۳۰ میلیون قیمت می ارزه.
- قبلا ماکسیما سفید داشت ولی الان BMW داره.
- ماکارونی دوست داره و از فسنجون متنفره.
- در روزی که خواهر زاده اش(سحر) ۳روزه بود ۳گل برای سایپا زد.
- در ۱۸ سالگی به تیم ملی دعوت شد.
- ۸سال در سایپا بازی کرد- ۲سال آخر هم کاپیتان بود و کلا ۲۰گل زد.
- رشته ی ریاضی بود ولی به تربیت بدنی رفت.
- خیلی وقته که مدل ریشش رو عوض نکرده!
- عاشق امام حسین(ع) و هروقت دلش میگیره امام زاده صالح یا جمکران میره
- میرداماد سکونت داره.
- علاقه زیادی به اسپرت کردن ماشین داره و از این جهت کاملا معروفه.
- تا پایان دوران فوتبالش قصد ازدواج نداره.
- از لباسهای آستین بلند خوشش نمیاد و لباس رسمی هم نمی پوشه.
- پاتوق مهدی در سفره خانه ی سعادت آباده!
- یه جمله به یاد ماندنی:(برای مردم کشورم آرزوی سربلندی میکنم).

لطفا نظر یادتون نره
[ مهدی امیرآبادی ]
+ نوشته شده در ساعت 1:56 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی

بازی با پیکان هم انجام شد تا بار دیگر نیلوفران آبی با طنازی های خود
هیبت بی مثالشان را به رخ همگان بکشند.
پسران آسمانی مثل همیشه ثابت کردندکه مدعی اول جام هشتم هستند,
استقلالم بتاز که بی صبرانه منتظر حکاکی نام زیبایت بر روی جامی
دیگر هستیم.
امروز همان روزیست که سربازان قلعه آبی عظمت لیگ را به سخره
گرفتند و باز هم تمام رنگها را وادار به احترام کردند.
آبیدل گوش هایت را باز کن, می شنوی غریو آشنایی که تو را می
خواند؟ آری, این همان سرود دلنشین قهرمانی است که در دل دریایی تو
طنین انداز شده.
استقلالم پاینده باشی که بودنت بهانه ی وجودم است...

آرش بهت می گم دوست دارم!

[ عاشقانه های استقلال ]
+ نوشته شده در ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط امیر کاکائی
نام : ريکاردو ايزاکسون داس سانتوز ليته Ricardo izecson dos santos leite ملقب به کاکا("kaka).(او گفته برای این لقب "کاکا" را انتخاب کرده چون برادر کوچکش زمانی که کودک بود ، نمی توانست ریکاردو را تلفظ کند. علامتی که در آخر اسم اوست به معنای تاکید در بخش دوم اسم اوست)
ميزان تحصيلات: ديپلم
متولد: 24- 1982/4/22 در برازيلياي برزيل Brasilia the capital of Brasil
دين: مسيحي پروتستان
خانواده: پدر و مادر و يک برادر داره. نام پدر : بوسکو ايزاکسون پريرا ليته. Bosco izacson priera leite
مهندس راه و ساختمان
نام مادر: سيمون کريستيانو داس سانتوز ليته.Simon cristiano dos santos leite ، دبير زيست شناسي
نام برادر: رودريگو ايزاکسون داس سانتوز ليته .Rodrigo izecson dos santos leite، فوتباليست در تيم ريمينی rimini ايتاليا در سري B ملقب به دياگو ( Diago)
رنگ مورد علاقه: سفيد
آشاميدني مورد علاقه:آب
بازيگر مورد علاقه: جوليا رابرتز، تام هنکس فیلم مورد علاقه:گلادیاتور.تروی
کتاب مورد علاقه: انجيل
موسيقي : موسيقي کليسا
متاهل
و نام همسرش کارولين سليکو (caroline celico) دختر مدير نمايندگي شرکت
کريستين ديور در برزيل که در حال حاضر 18 سالشه و ديپلم داره متولد:
1987//26 که با اين ميزان تحصيلات مي خواد وارد تجارت بشه در سن 16 سالگي
با کاکا نامزد شدند و 2005/12/23 در هتل هايت سائوپائو لو که اولين بار
همديگر رو اونجا ديده بودند با هم ازدواج کردند. در مراسم ازدواج او بازیکنان مشهوری مثل رونالدو- آدریانوـ کافو ...حضور داشتندـ. علاوه بر این کارولین
اضافه بر پرتغالی که زبان مادریشه به زبان های انگلیسی، اسپانیایی،
فرانسوی،ایتالیایی مسلطه. اسم فرزند آنها لوکا است.
باشگاه فعلي: آث ميلان ايتاليا
در عرصه ملي: در جام جهاني2002 حدود 19 دقيقه مقابل کاستاريکا بازي کرد . و در اولين بازي مقدماتي
جام جهاني مقابل بوليوي( Bolivia)
همون اولين لحظه اي که توپ به پاهاش خورد گل زد که اين گل پيروزي بخش تيم ملي برزيل بود.
در 30 سپتامبر سال 2000 در حاليکه مي خواست به خونه ي پدرو مادر بزرگش بره
در استخر روي دايو پرش يک لحظه تعادلش رو از دست داد و با کناره ي استخر
برخورد کرد که در اثر اين برخورد شش مهره ي ستون فقراتش شکست.اين حادثه
او را در آستانه ي ترک فوتبال قرار داد اما به اعتقاد خودش با اعتقاد به
خدا و عيسي مسيح(ع) سلامتي خودش رو به دست آورد چون در اون زمان وقت
بيشتري براي خوندن کتاب هاي ديني داشت.و در حال حاضر هم بعد از هر گل
دستانش رو به سمت آسمان بلند مي کنه و از مسيح تشکر مي کنه و خلاصه انسان
بسيار معتقديه .


کاکا و آ.ث میلان
سرور سرخ ایران!
[ کاکا ]
+ نوشته شده در ساعت 0:9 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی
آری! استقلال همیشه اولین سنگربانان فداکار را برای حفاظت از قفس طوری تیم ملی و خود باشگاه دوست داشتنی آبی در اختیار داشته است.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:53 قبل از ظهر توسط امیر کاکائی







